دلمگرفته
جوری گرفته کواقعا مچاله شدن دلمو حس میکنم
بغض دارم
جوری ک انگار دو دستی گلومو گرفتن و فشار میدن
چروزگاری چ سرنوشتی
سرنوشتی ک هرچی ورق میزنی تهش اخرش سیاهیه
وقتی ارومی اخرش ناارومی میشه
وقتی خوشی اخرش تلخ میشه
وقتی پر انرژی اخرش نا انیدی میشه
گاهی زندگی ب کام نیست
روزگار سرنوشت زندگی نساخت نساخت
سخته زندگی کردن سخته
برا مت سخته اذیته زجره
نمیدونم فقطپرم پر ولی منفجر نمیشم نمیدونمچرا
کجا و چطور نمیدومم
برچسب:
نویسنده: طاها کریمی